امروز: چهارشنبه 23 آبان 1397
دسته بندی محصولات
بخش همکاران
بلوک کد اختصاصی

زندگی نامه عبدالرزاق کاشانی

زندگی نامه عبدالرزاق کاشانی دسته: تاریخ و ادبیات
بازدید: 1 بار
فرمت فایل: doc
حجم فایل: 101 کیلوبایت
تعداد صفحات فایل: 69

اهل كاشان است، نامش عبدالرزاق، كنیه‌اش ابوالفضل و ملقب به كمال‌الدین می‌باشد، پدرش نیزبا لقب جمال‌الدین و كنیه ابوالغنائم مشهور است

قیمت فایل فقط 15,000 تومان

خرید

زندگی نامه عبدالرزاق کاشانی

نام ونسب كاشانی:

اهل كاشان است، نامش عبدالرزاق، كنیه‌اش ابوالفضل و ملقب به كمال‌الدین می‌باشد، پدرش نیزبا لقب جمال‌الدین و كنیه ابوالغنائم مشهور است.

تاریخ زندگی جناب عبدالرزاق بخاطر همزمانی و شباهتهای اسمی با سه عالم برجسته دیگر- دونفر هم نام ودیگری همشهری – دچار ابهامات و تناقضات زیادی گردیده است تا جائیكه از كنیه او گرفته تا محل زندگانی، نام پدر و آثار او را تحت الشعاع خود قرار می دهد. این سه كه به ترتیب عبارتند از:

1- كمال الدین عبدالرزاق مشهور به (ابن فوطی) (م723 هـ ق) تراجم نگار هم عصر كاشانی و صاحب <مجمع الآداب فی معجم الالقاب> و تلخیصی ازآن بوده، پدرش احمد و شانزده سال پیشتر از كاشانی دار فانی را وداع گفته است.

2- كمال الدین عبدالرزاق سمرقندی (ت 816هـ ق م 887 هـ ق) مؤلف «مطلع سعدین و مجمع بحرین»، پدرش اسحاق،ملقب به جلال الدین می‌باشد.( همچنانكه می بینیم نزدیك به یك قرن بعد از كاشانی می زیسته است).

3- عزالدین محمود كاشانی (م735هـ ق) صاحب دو اثر مشهور «مصباح الهدایه و مفتاح الكفایه»- كه در اصل ترجمه وتلخیص از عوارف المعارف سهروردی است – و شرح عالمانه وادیبانه تائیه ابن فارض مشهور به «كشف الوجوه الغر لمعانی نظم الدّر» می‌باشد.

این همعصر وهمشهری ملا عبدالرزاق – همچون او – در عرفان عملی و نظری تبحر داشته و دو اثر ماندگارش نشان از تضلع او در این دو حوزه دارند.گروهی چون علامه امین عاملی[1] و حاجی خلیفه[2]،علامه مدرس تبریزی[3]، مرحوم آقا بزرگ تهرانی[4] - به اشتباه- ابوالغنائم را كنیه ملا عبدالرزاق بر شمرده اند در حالیكه

می دانیم- براساس آنچه تلمیذ نامدارش قیصری در مقدمه شرح مخصوص خود ضبط كرده ابوالغنائم كنیه پدرش می باشد.

 علامه طهرانی نام پدر او احمد[5] و مدرس تبریزی اسحاق[6] می دانند و این در حالیست كه این دو بترتیب – نام پدر ابن فوطی[7] و عبدالرزاق سمرقندی[8] می‌باشند.

 در مورد زادگاه ایشان نیز با اینكه همه جا، نام «قاسی»[9]«قاسانی»[10]و«كاشی»[11] «كاشانی»[12] «قاشانی»[13]آمده است.اما حاجی خلیفه در كشف الظنون[14] هنگام معرفی «تأویلات القرآن الكریم» لفظ «سمرقندی» را بعد از «الكاشی» بكار می‌برد، تا جائیكه جناب آقای بیدار فر در مقدمه وزین خود برشرح منازل السائرین – با توسل به كاربرد «القاسانی»توسط قیصری و قول یاقوت حموی در معجم البلدان_ تمایل خود را به سمرقندی بودن ملا عبدالرزاق ابزار می‌دارد.[15]و این در حالیست كه ابوالفداء در تقویم البلدان قاشان را به صورت قاسان را نیز مجاز دانسته[16] و بغدادی نیز در مراصد الاصلاع، قاسان و قاشان  –هر دو – را شهری در نزدیكی اصفهان معرفی می‌كند[17] پس باید گفت كه حاجی خلیفه بین صاحب مطلع سعدین و ملا عبدالرزاق دچار خلط شده است. از طرفی می دانیم كاشی مخفف كاشانی و قاشی نیز تلفظ

دیگری از قاشانی در زبان عامه است[18]پس نام كاملش – همچنانكه قیصری(ره) در مقدمه شرح فصوص الحكم آورده – عبارتست از: <كمال الدین ابوالفضل عبدالرزاق بن جمال الدین ابی الغنائم الكاشانی[19]>

آغاز ، حیات وانجام كاشانی:

در هیچیك از تراجم مشهور نظری نسبت به تاریخ تولد ایشان به چشم نمی خورده لذا ما برای مشخص شدن دوران حیات و سال تولد تقریبی او به تحقیقی درباره تاریخ وفات ورویكردش به عرفان دست می زنیم باید گفت كه در مورد تاریخ وفات ایشان چهار نفر ارائه شده است.

1) حاجی خلیفه در كشف الظنون تاریخ وفات كاشانی را سال (730 هـ ق) می‌دانند[20]كه همین نظر به اعیان الشیعه[21] نیز راه یافته است.

2) صاحب روضات الجنات سال وفات را سال( 735هـ ق) ضبط نموده است[22] و مدفنش را خانقاه زین الدین ماستری داخل شهر نطنز و در جوار مسجد جامع می دانند.

3) سومین تاریخ ازآن صاحب مجمل التواریخ می ‌باشد ایشان سال وفات را سوم محرم سال 736 هـ.ق) می‌دانند كه از دقت بیشتری نسبت به بقیه برخوردار است.

4)حاجی خلیفه در كشف الظنون ذیل معرفی تأویلات القرآن الكریم سال وفات ایشان را 887 (هـ ق) می‌دانند چرا كه اولاً اگر تاریخ نوشتن شرح منازل السائرین- همچنانكه در آخر یكی از نسخ آن آمده – سال(731 هـ ق)باشد[23] بدون تردید سال وفات ایشان سال (730 هـ ق) نمی‌باشد. ثانیاً حاجی خلیفه- همچنانكه فراوان از او دیده شده – بین ملاعبدالرزاق و

سمرقندی، صاحب مطلع سعدین،خلط نموده و سال وفات ایشان را برای كاشانی آورده است.

نظر برجای مانده قابل جمعند، چرا كه اگر تاریخ وفات ایشان را سوم محرم سال (736هـ ق) بدانیم، می‌توان گفت كه صاحب روضات الجنات این سه روز را به حساب نیاورده است پس صحیح‌ترین تاریخ همان سوم محرم سال (736 هـ.ق)‌می‌باشد.

حال اگر- براساس نامه كاشانی به علاءالدوله سمنانی، رویكرد كاشانی به متصوفه در اوایل جوانی او- بعد از بحث فضلیات وشرعیات- و با مصاحبت مولانا نورالدین عبدالله نطنزی (م 699 هـ ق) و بعد- و همزمان با او –شمس‌الدین كیشی و اصیل‌الدین عبدالله (م 685 هـ ق) صورت گرفته باشد. در این حالت جناب كاشانی  سال بعد ازوفات شیخ اصیل‌الدین زیسته‌اند. واگر شروع مصاحبتش با متصوفه را بین 25 تا 35 سالگی ایشان بدانیم، مدت حیات این عارف وارسته بین 75 تا 85 سال و سال تولد ایشان ، بین سالهای (650هـ ق تا 660 هـ ق) بوده است. وصدق این استدلال زمانی آشكار می‌گردد كه در هیچیك از كتاب تراجم عمر طولانی و  غیرطبیعی برای این بزرگمرد عرفان ثبت نشده است سوگمندانه باید گفت كه حتی نسبت به مدت عمر كاشانی نیز اشتباهات فاحشی صورت گرفته است تا جائیكه برخی با دیدن نامی از <محمد بن مصلح المشتهر بالتبریزی[24]> در مقدمه شرح فصوص كاشانی به اشتباه آنرا شمس تبریزی ( م 645هـ ق)دانسته و شرح فصوص كاشانی را به سفارش ایشان می‌دانند. غافل از اینكه در این صورت  اگر هنگام نوشتن به شرح خصوص كاشانی 40 ساله باشد.

با توجه به اینكه فصوص در سال(632 هـ ق) نوشته شده ومحی الدین متوفی 638 (هـ ق) است- باید عمری 130 تا 140 ساله برای او در نظر گرفت كه اشاره كردیم در كتب تراجم به چنین عمری اشاره نشده است. از طرفی می دانیم كه كاشانی شرح خود را بعد از شرح

جندی[25] و جندی نیز شرحش را بعد از وفات شیخ كبیرصدرالدین قونوی[26] (م 673 هـ ق) نگاشته است. پس این سخن كه كاشانی شرح خود را به سفارش شمس تبریزی نوشته،سخی ‌بی‌پایه است و اگر به این نكته نیز توجه كنیم كه شمس تبریزی نگاهی منتقدانه به عرفان محی الدین دارد این بی پایگی روشنتر خواهد بود.

كاشانی و آموخته ها :

 كاشانی نه تنها یك تاز عرفان و مجمع البحرین عرفان نظری وعملی است كه پیشتر جستجوگری پرتلاش در عرصه علوم ظاهری بوده است و آنگونه كه از مقدمه <اصطلاحات الصوفیه> و تنها مرجع ما -نامد كاشانی به شیخ علاء الدوله سمنانی - بر می آید او قبل از ورود به عرفان از فضلیات ( علم ادبی)

2- شرعیات (فقه و حدیث و تفسیر وعلوم مرتبط) گرفته تا 3- اصول فقه و 4- كلام و 5- معقولات ( منطق وعلوم طبیعی) و درآخر علوم الهی (فلسفه) را به گونه ای كاویده كه< استحضارآن به جائی رسید كه بهتر از این صورت نبندد»[27] و این خود نشانگر تضلع این «عالم عامل»[28] و <جامع میان علوم ظاهری و باطنی> در جمع وباطن میان ظاهر دارد.در اینجا باید نكته ای را خاطر نشان شویم و آن اینكه افرادی همچون كاشانی كه ابتدا میدان دار عرصه علوم ظاهری، مناسب دنیوی بوده اند، پس از ورود به فراخنانی عرفان همچون طایری رهیده از نفس آنچنان در بلندای عرفان بال گسترانده كه كمتركسی می‌تواند به افق آنان نزدیك گردد دراین زمینه می‌توان از بزرگانی چون ابراهیم ادهم، سنائی غزنوی، ابن عربی، سید حیدر املی وغیره نام برد.

مشایخ و همعصران او:

 باید گفت یگانه منبع شناخت مشایخ كاشانی- همچون دیگر ابعاد زندگی ایشان- نامه مختصر وبا ارزش ایشان به علاء الدوله سمانی است ملا عبدالرزاق در آن نامه مشایخ خود را اینگونه برشمرده است.

1-‌نورالدین عبدالصمد نطنزی (م 699 هـ ق) مرشد اصلی ملاعبدالرزاق كه اگر ورود كاشانی به محضراورا بین سالهای( 685-675 هـ ق) بدانیم، تقریباً به مدت 15 تا 25 سال از محضر ایشان بهره برده است و حتی بعد ازوفاتش < مرشدی كه دل بر او قرار گیرد نمی‌یافت.>[29]

ایشان از مریدان نجیب الدین علی بن بزغنش شیرازی(م 678 هـ ق) و همدوره سعید الدین فرغانی است و به گفته كاشانی پدرش نیز از صوفیان بوده و نزد شیخ شهاب الدین سهروردی، صاحب عوارف المعارف آمد و شد می كرده است.[30]

باید این نكته را افزود كه ملا عبدالرزاق به دستور نورالدین نطنزی- و همزمان با مصاحبت او – در محضربزرگان دیگری كه در ذیل به آنها می‌پردازیم – نیز حاضر می شده و ازآنها بهره می‌برده است.

2- شمس‌الدین كیشی: از مریدان ضیاءالدین ابوالحسن مسعود شیرازی (م 655  هـ ق) است كه او خود از شاگردان فخر رازی و ملازم شیخ نجم الدین كبری (م 618 هـ ق) است. در مقام كیشی همین بس كه كاشانی از قول شیخ نورالدین نطنزی می‌آورد: < دراین عصر مثل او در طریقت كسی نیست.»[31]

3- شیخ اصیل الدین عبدالله (م 685 هـ ق) او را «امامی فاضل بارع متورع[32]» نامیده اند و نسب او به واسطه محمد بن حنفیه به حضرت علی(ع) می‌پیوندند.

4- صدرالدین روزبهان: مشهور به «روزبهان ثانی» است. پدرش فخرالدین احمد كوچكترین فرزند شیخ روزبهان بقلی- صاحب شرح شطحیات و عبهر العاشقین می‌باشد.

5- ظهیرالدین عبدالرحمن ابن شیخ نجیب الدین بزغش (م 716 هـ ق) : او نخستین شخصی است كه ترجمه‌ای از عوارف المعارف بدست داد.

6- ناصرالدین ابوحامد محمد ( م 705 هـ ق): او فرزند ضیاء الدین ابوالحسن مسعود شیرازی است.

7- قطب الدین: فرزند دیگر ضیاء الدین ابوالحسن مسعود شیرازی است.

8- نورالدین عبدالرحمن اسفراینی: یگانه شیخ كاشانی است كه به دقائق وحدت وجود راه نبرده و می‌فرماید «مرا حق تعالی علم تعبیر وقایع و تأویل بوده اند بخشیده است و به مقامی برتر از آن نرسیده ام[33]»

9- مولانا نورالدین ابرقوهی

همچنانكه مشاهده می‌شود اكثر مشایخ كاشانی – بجز نورالدین اسفراینی – كه با او در بغداد دیدار داشته[34] - غالباً ساكن در شیراز و اطراف آن بود پس نتیجه می گیریم كه اكثر عمر كاشانی در شیراز و اطراف آن سپری شده است.

از همعصران كاشانی به سه شخصیت مرتبط با او بسنده می‌كنیم كه عبارتند از :

1- عزالدین محمود كاشانی (م 735 هـ ق) همشهری عارف كاشانی كه همچون ملاعبدالرزاق در هر دوحوزه عرفان نظری و عملی تبحر داشته است هر چند كه ازلحاظ عمق مطالب به پای ملاعبدالرزاق نمرسد- ایشان صاحب دو اثر برجسته <مصباح الهدایه و مفتاح الكفایه> و شرح تائید كبری ابن فارض مشهور به «كشف الوجوه الغر لمعانی نظم الدّر» كه این دومین اثر اشتباهاً به ملاعبدالرزاق نیز نسبت داده شده است.[35]

2- علاء الدوله سمنانی (726-659 هـ ق): این شیخ قدرتمند با اینكه درتمام ایران واطراف آن معروف بوده با این حال از ظرافتها ولطائف جمالی تصوف بی بهره بوده است تا جائیكه هماره به نقد سخنان ابن عربی می‌پرداخت می تواند  تغییر موضع او نیست به ابن عربی به سبب مكاتبات – واحتمالاً همنشینی – با كاشانی صورت گرفته باشد. چرا كه در اواخر عمر از اعتراضات خود دست كشیده و ابن عربی را «مصاب» می‌داند.[36]ازآثار ایشان می‌توان به

«العروه لأهل الخلوة و الجلوة»، «مطلع النقط و مجمع اللفظ» ، «چهل مجلس» و «ما لا بدمنه فی الدین»

3- «محمد بن مصطلح المشتهر با تبریزی» از این همعصر كاشانی كه شرح فصوص كاشانی به سفارش اوست ، متأسفانه در كتب تراجم اثری  بدست نیامد اما مسلماً ایشان فردی غیر از شمس تبریزی (م645 هـ ق) مشهور است.

طریقه آشنایی كاشانی با مكتب ابن عربی

اینكه كاشانی چگونه واز طریق كدامیك از اساتیدش با مكتب ابن عربی آشنا شده است به درستی مشخص نیست اما می توان گفت كه- همچنانكه مرحوم علامه سید جلال الدین آشتیانی (ره) اشاره فرموده اند - « اساتید او از اتباع ابن عربی نبوده اند.» [37]

زیرا استفاده كاشانی از صدرالدین قونوی (م673 هـ ق) نه در آثار ونه در هیچیك از كتاب تراجم نیامده و از طرفی درك محضر فرغانی (م 700 یا 699 هـ ق) – نیز با اینكه غیرممكن نیست- اما بعید به نظر می رسد چرا كه فرغانی – همچنانكه و در مقدمه مشارق الدراری اشاره كرده – ابتدا شاگرد نجیب الدین علی بن بزغش (م 678 هـ ق) بوده و به خدمت قونوی (م 637 هـ ق) درآمده [38] و با مكتب ابن عربی آشنا شده است. و با توجه به اینكه بعد از وفات قونوی در شیراز نبوده ، لذا كسب فیض كاشانی از او منتفی می‌گردد. واز طرفی خود  كاشانی نیز او را در شمار اساتیدش نیاورده است.

از طرفی اگر نیك بنگریم استاد كاشانی، جندی (م691 هـ ق) نیز نخواهد بود چرا كه جندی پس از درگذشت قونوی سالها در بغداد و سینوپبه سر می‌برده است[39] و این در حالیست كه كاشانی تا زمان وفات نورالدین عبدالصمد – یعنی سال 699 هـ ق - در شیراز به سر می‌برده است.

به نظر می رسد كه كاشانی همچنانكه در نامه‌اش به علاءالدوله سمنانی به آن اشاره كرد « .. ومن از آن در حیرت بودم تا فصوص اینجا رسید چون من مطالعه كردم این معنی را باز یافتم»[40]

 خود با مطالعه فصوص به نكات و ظرائف آن دست یافته و سپس به واسطة ریاضت آنرا شهود كرده است «تا آنكه چون خود به این مقام نرسیده بودم هنوز دل قرار نمی گرفت تا بعد از وفات شیخ الاسلام مولانا و شیخنا نورالمله والدین عبدالصمد نظنزی مرشدی كه بر او دل قرار گیرد نمی یافت هفت ماه در صحرائی كه  آبادانی نبود در خلوت نشست و تقلیل طعام بغایت كرد تا این معنی بگشود و برآن قرار گرفت و مطمئن شد «الحمد الله علی ذلك»[41]

جایگاه كاشانی در تصرف :

اگر به پیشنیه تصوف قبل از كاشانی نگاه كنیم، می بینیم كه قبل از او عرفان عملی و نظری با آثار بزرگانی چون خواجه عبدالله انصاری سهروردی، و محی الدین عربی وفارص و دیگران به اوج خود رسیده و توسط شاگردان آنان نیز به خوبی بسط یافته است. اما در این میان كمتر كسی چون كاشانی توفیق یافته، حلقه اتصال و مجمع البحرین این دو حوزه گردد. كاشانی با شرح منازل السائرین از طرفی و شرح فصوص الحكم از طرف دیگر این امر خطیر را به انجام رساند و به راستی كه به چه خوبی از عهده برون آمد.

قبل از كاشانی بزرگانی چون قونوی،جندی، تلمسانی وغیره بر فصوص الحكم شروحی چند نوشته بودند.اما این شروح با وجود مزایای فراوانشان در یك مشخصه مشترك بودند و آن اینكه هیچكدام توجهی به شرح غموض این كتاب پررمز و راز برای مخاطبان تازه آشنای آن نداشته اند. اما كاشانی با احساس این نقیصه به این مهم دست زد و به پیرو او شاگرد نامدارش قیصری و جامی شرح رموز فصوص را به مهمترین صورت بیان نمودند [می‌دانیم كه قیصری در شرح خود به كرات مطالب كاشانی را بیان كرده و یا آنرا بسط داده است] از طرف دیگر با اینكه بر منازل السائرین شروح متعددی همچون شرح سدید الدین عبدالمعطی، تلمسانی وغیره نوشته اند اما شرح ملاعبدالرزاق –

با اینكه ازشرح تلمسانی بهره ها برده – جایگاهی است نایافتنی در میان شروح منازل یافته است چنانكه عارف بزرگوار شیعی در وصف آن از عباراتی چون «أعظمهم»، «أجودهم تقریراً» و «أحسنهم تحقیقاً»[42] استفاده می‌نماید. از طرفی بجز گردهم آوردن دو حوزه عرفان علمی و نظری، كاشانی از نظر جامعیت آثار نیز حتی در میان بزرگانی چون قونوی، جندی، تلمسانی، فرغانی و غیره بی نظیر است چرا كه <اصطلاحات الصوفیة> ایشان كه بالغ بر 760 اصطلاح می باشد- واگر لطائف الاغلام را از او بدانیم كه دارای بالغ بر 1560 اصطلاح می‌باشد- درحالیكه تمامی اصطلاحات گرد آمده در كتبی چون <رساله قشیریه> (47 اصطلاح) ،< كشف المحجوب> (85 اصطلاح)، اصطلاحات الصوفیه آمده در فتوحات مكیه (164) اصطلاح و كتاب اصطلاحات الصوفیه شیخ اكبر (251 اصطلاح) می‌باشد.[43] كه مجموع آنها حتی برابر با اصطلاحات الصوفیه كاشانی نیست. پس اودر این میدان حتی گوی سبقت را از شیخ اكبر نیز ربوده است.

از طرفی ایشان دارای تأویل عرفانی «تأویلات القرآن الكریم» باشد كه بصورت مزجی از اول تا آخر قرآن را در برگرفته است. در حالیكه در میان اتباع ابن عربی فقط قونوی است كه با تأویل اعجاز البیان خود سوره حمد را به تأویل درآورده‌اند پس دراین زمینه نیز جناب ملاعبدالرزاق یكه تاز عرصه تأویل عرفانی است.

اما این سخن،به معنی برتری كاشانی برقونوی و جندی وغیره می‌باشد چرا كه جناب شیخ كبیر، از نظر تحقیقات و تدقیقات و عمق مطالب جایگاهی به مراتب فراتر از كاشانی دارا می باشد.

خلاصه كلام اینكه كاشانی از نظر جامعیت آثار و شرح رموز عرفانی – نه عمق مطالب – از جایگاهی منحصر به فرد در میان اتباع ابن عربی برخوردار است.

كاشانی از منظردیگران

تلمیذ نامدارش قیصری او را «الامام العلامه الكامل المكمل وحید دهره و فرید عصره فخرالعارفین قرة عین ذات الموحدین ونور بصرالمحقیق>[44]معرفی كرده و جناب سید حیدر آملی نیز هماره او را به بزرگی ستوده و ازاو با عباراتی همانند «المولی الأعظم و البحر الخضم[45]» ،«المولی الأعظم الأكمل، قطب الموحدین، سلطان العارفین ، كمال الملة و الحق والدین عبدالرزاق الكاشی»[46] نام می‌برند وا ین ستایش در جامی نیز- همچنانكه در نفحات الانس آورده اند- دنبال می‌شود: «جامع میان علوم ظاهری و باطنی»[47]  كه اگر بخواهیم به آراء دیگران دربارة كاشانی بپردازیم، نمونه‌های فراوان از اینگونه گفتارها در آثار عرفا و تراجم نویسان متأخر به چشم می‌خورد كه جملگی نشان از جایگاه والای این عارف علامه دارد.

عقیده و مذهب كاشانی

تاكنون درباره مذهب كاشانی تحقیق مبسوطی صورت نگرفته تا جائیكه برخی ایشان را در شمار عرفای شیعی ذكر كرده ،[48] و برخی دیگر نیز به واسطه دیدن مدح وتعظیم خلفاء در آثار ایشان در تشیع ایشان تردید روا داشته‌اند.[49] ما در این تحقیق سعی كرده با توجه به مطالب تأویلات به این مهم دست زده و تشیع كاشانی را به صورت آشكار بیان داریم. قبل از هر چیز باید خواننده محترم را به این نكته توجه دهیم كه كاشانی در تأویلات درصدد ادله كلامی اثبات ولایت وتشیع خود نبوده است . چرا كه هدف از نگاشتن تأویلات فقط «ارائه الگویی به اهل ذوق»[50]می‌باشد. وظیفه ما نیز در این تحقیق كنار هم نهادن مطالب و ارائه طرحی منسجم از این موضوع است. هرچند كه براین باورم كه سخنان كاشانی در تأویلات- با وجود گزیده گوئی- به قدری روشن بیان شده كه ما را از هر گونه استدلالی در این زمینه بی نیاز می‌نماید.

نكته دیگری كه باید به آن توجه كنیم اینكه در این تحقیق تمام جوانب موضوع در نظر گرفته شده و به طرف دیدن چند نقل قول و یا حدیث در مدح ائمه اطهار(علیهم السلام) – همچنانكه در آثار بقیه عرفا نیز مشاهده می‌شود – قائل  تشیع این عارف گرانقدر نگشته‌ایم.

و سه دیگر اینكه فقط به گفتارها اكتفاء نكرده بلكه به مقایسه آراء ایشان در تأویلات- با وجود اینكه بصورت مجمل می باشند- با مختصات شیعه از قبیل نفی جبر وتفویض، رجعت، شفاعت با نگاه خاص شیعی آن، عصمت وغیره دست زده‌ایم.


[1] -عاملی، امین/ اعیان الشیعه/ تحقیق:حسن امین/ دارالتعارف للمطبوعات/ بیروت ، 1403/ ج 7، ص 470

[2] - حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله / كشف الظنون/ تحقیق :یالتقیاالكیسی/ وكالة المعارف/استانبول،1360 /جستون336

[3] - مدرس تبریزی،محمد/ریحانة الادب / خیام/ تهران، 1374 /ج 5،ص 34

[4] - تهرانی، آقا بزرگ / الحائق الراهنه/ اسماعیلیان/ قم،بی تا/ ص 112

[5] - همان منبع /ص 112

[6] - مدرس تبریزی ، محمد علی / ریحانة الادب/ همان منبع/ ج 5،ص 34

[7] - زركلی، خیرالدین/ الاعلام/دارالعلم للملائین/بیروت، 1986/جص 349

[8] -سمرقندی،عبدالرزاق/ مطلع سعدین و مجمع بحرین/مقدمه و تصحیح: عبدالحسین نوائی/طهوری/ تهران،1353/ مقدمه، ص 9

[9] - ابن فوطی، عبدالرزاق/ تخلیص مجمع الآداب فی معجم الألقاب/ تحقیق:محمد الكاظم/ ارشاد اسلامی / تهران ،1416/ج 4،ص 180

[10] -قیصری، محمد داود/ شرح فصوص الحكم/ همان منبع /ص 4

[11] -تهرانی،آقا بزرگ / الحائق الراهنه/ همان منبع /ص 112

[12] -مدرس تبریزی،محمد علی/ ریحانة الادب/ همان منبع/ ج5،ص 34

[13] -

[14] - حاجی خلیفه،مصطفی بن عبدالله / كشف الظنون/ همان منبع/ ج1،ستون336

[15] -كاشانی،عبدالرزاق/ شرح منازل السائرین/ تصحیح وتعلیق: محسن بیدار فر/ قم،1372/مقدمه،ص 18

[16] - ابی الفداء/ تقویم البلدان/ مكتبة المثنی/ بغداد،بی تا /ص 420و 421

[17] -بغدادی، علی محمد / مراصد الاطلاع/ دارالاحیاء الكتب العربیة/ قاهره، 1373/ ج 3،ص 1056و1057

[18] - حموی،یاقوت / معجم البلدان / دارصادر/بیروت، 1388/ج4،ص 296

[19] - قیصری، محمد داود /شرح فصوص الحكم/ تصحیح و تعلیق: جلال الدین آشتیانی/ علمی و فرهنگی/ تهران،1375/ص 4

[20] -  حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله / كشف الظنون/ همان منبع/ ج 1، ستونهای107تا226

[21] - عاملی، امین/ اعیان الشیعه/ همان منبع/ ج 7،ص 480

[22] - خوانساری، محمد باقر/ روضات الجنات/ اسماعیلیان/قم، 1339/ ج4،ص 198

[23] - كاشانی،عبدالرزاق/شرح منازل السائرین/ همان منبع/ مقدمه، ص 35

[24] - لوری، پییر/ تأویلات القرآن  از دیدگاه عبدالرزاق كاشانی/ ترجمه :زینب پودینه آقائی/ حكمت/ تهران،1383/ص 133

[25] - كاشانی، عبد الرزاق/شرح فصوص الحكم /قم،1370 /مقدمه،ص21

[26] - جندی ،مؤیدالدین / شرح فصوص  الحكم / تحقیق و تعلیق : سید جلال الدین آشتیانی / دانشگاه مشهد/ مشهد،1361/ ص 10

[27] - لوری ، پییر /تأویلات القرآن از دیدگاه عبد ارزاق كاشانی /همان منبع/ص233

[28] - ابن فوطی ، ،عبدالرزاق/ تلخیص مجمع الآداب/ همان منبع/ ج 4، ص 181

5-جامی،عبدالرحمن/ نفحات الانس من حضرات القدس / تحقیق: محمودعابدی/اطلاعات/تهران،1375/ص483

[29] - لوری، پییر/ تأویلات القرآن از دیدگاه عبدالرزاق كاشانی / همان منبع/ ص 234

[30] - كاشانی، عبدالرزاق / تأویلات القرآن الكریم انتشار یافته با نام تفسیر ابن عربی/ تحقیق : سمیر ارباب مصطفی / دارالاحیاء التراث العربی/ بیروت ، 1422/ ج 5،ص 122

[31] - لوری، پییر/ تاویلات القرآن از دیدگاه عبدالرزاق كاشانی / همان منبع/ ص 233

[32] - شیرازی، عیسی بن جندی / تذكره هزار مزار/ تصحیح : تحشیه نورانی وصال / احمدی/ شیراز، 1364 / ص 375

[33] - لوری، پییر/ تأویلات القرآن از دیدگاه عبدالرزاق كاشانی / همان منبع/ ص 234

[34] - همان منبع/ص234

[35] - حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله / كشف الظنون/ همان منبع/ ج 1، ستون 266

[36] -

[37] - قیصری، محمد داود / شرح فصوص الحكم / همان منبع/ مقدمه،ص 6

[38] - فرغانی،سعید الدین سعید/ مشارق الدراری/ مقدمه و تعلیغیات: سید جلال الدین آشتیانی / دانشگاه مشهد / مشهد ، 1357/ مقدمه،ص 5

[39] - بغدادی/ اسماعیل/ هدایتة العارفین/ استانبول، 1951/ ج 2،ص 484

[40] - لوری ، پییر/ تأویلات القرآن از دیدگاه عبدالرزاق كاشانی / همان منبع / ص 234

[41] - همان منبع/ص 234

[42] - آملی ، سید حیدر / جامع الاسرار و منبع الانوار/ علمی وفرهنگی / تهران ، 1368/ ص 326

[43] - كاشانی ،عبدالرزاق / مجموعه رسائل و مصفات/ تصحیح : مجید هادی زاده / میراث مكتوب/ تهران ،1380/ص 233

[44] -قیصری، محمد داود / شرح فصوص الحكم / همان منبع/  مقدمه، ص 4

[45] - آملی ، سید حیدر/ جامع الاسرار و منبع الأنوار / همان منبع/ ص 326

[46] - آملی، سید حیدر/ المقدمات من نص النصوص / تصحیح وتعلیق : هانری كربن و عثمان اسماعیل یحیی / توس / تهران ،1362/ ص 456

[47] - جامی ، نورالدین عبدالرحمان/ نفحات الانس فی حضرات القدس / همان منبع/ ص 483

[48] - شوشتری ، قاضی نورالله/ مجالس المومنین /دارالكتب اسلامیه / تهران،1375 /ج 2،ص 69

[49] - خوانساری، محمد باقر / روضات الجنات/ ج 4،ص 198

[50] - لوری ،پییر/ تأویلات القرآن از دیدگاه عبدالرزاق كاشانی / همان منبع/ص 71

قیمت فایل فقط 15,000 تومان

خرید

برچسب ها : زندگی نامه , عبدالرزاق کاشانی , بیوگرافی , پروژه , پژوهش , مقاله , جزوه , تحقیق , دانلود پروژه , دانلود پژوهش , دانلود مقاله , دانلودجزوه , دانلود تحقیق

نظرات کاربران در مورد این کالا
تا کنون هیچ نظری درباره این کالا ثبت نگردیده است.
ارسال نظر